تاریخچه باغزندان

در سالیانی نه چندان دور، باغزندان یک روستای جدا از شاهرود بود و در این فاصله باغ ها و کوچه باغی های زیادی وجود داشت. این روستا در جنوب “کمر باغزندان” قرار داشته است، به همین خاطر هنوز مردم باغزندان به این نقطه (که امروزه حوالی مسجد امام حسن علیه السلام قرار دارد)، دِه می گویند.

هم اکنون در نزدیکی میدان جمهوری اسلامی (فلکه) شاهرود دو کوچه مقابل هم وجود دارد که از قدیم یکی به کوچه راه دیزج و دیگری به کوچه راه باغزندان شهرت دارد. یعنی این دو کوچه در قدیم مسیر رفتن از شاهرود به سوی باغزندان و دیزج بوده است.


در محله باغزندان تپه ای به نام کمر باغزندان قرار دارد که آثار یک دژ قدیمی و یک چاله بزرگ و گود در آن دیده می شود.

گفته می شود آن دژ که برجک های در حال تخریب آن از دور پیداست برای دیده بانی استفاده می شده است و آن چاله بزرگ که در بین سنگ ها حفر شده و الآن بسیاری از آن پر شده است دهانه یک تونل بوده که به یک راه زیرزمینی وارد می شده که به سوی زابل و گنبد می رفته است.

بعضی از معمرین می گویند آن چاله دهانه یک تونل است که در زمان حمله روسها به ایران توسط آنها پر شده و راهش مسدود شده است و تاریخ آن به زمان رستم و افراسیاب بر می گردد و آن همان چاهی است که افراسیاب بیژن را در آن زندان کرد و منیژه را بر چاه نشاند و رستم او را نجات داد. می گویند در زیر این سوراخ دو سه راه وجود دارد که یکی از آنها طلسم شده است.

ظاهرا وجه تسمیه باغزندان بخاطر همین زندان و باغ های اطراف آن است.


باغزندان از زبان ناصرالدین شاه قاجار:

«…فرموده بودیم که صبح پیش رفته روی تپه جای خوبی را برای تماشای شهر پیدا کند که برویم آنجا شهر را تماشا کنیم او هم بزحمت زیاد بالای کوه بسیار سختی که یک قلعه خرابه هم از قدیم بالای آن بود رفته جای خوبی که منظر به تمام شهر داشت پیدا کرده بود… روی هم رفته شهر بزرگ معتبر خوبی شده است و ده زندان هم که بالای شهر واقع و ده بزرگ و آبادیست بر آبادی و عظمت و شکوه شهر افزوده است…»

(منبع: کتاب فرهنگ مردم شاهرود؛ به نقل از سفرنامه خراسان تألیف ناصرالدین شاه قاجار)


توصیفی از جمعیت و قنات باغزندان در یک سفرنامه قدیمی:

رسیدیم به اول قنوات باغ زندان تیولی ظهیرالدوله و آب جلالی که مخصوص شهر شاهرود است. الحق تا امروز آبی به این خوبی و پاکی و گوارائی ندیده بودم. آب قنات باغزندان متجاوز از سه سنگ و آب جلالی زیاد از پنج شش سنگ است… باغزندان پانصد خانوار سکنه دارد و در حقیقت جزء شهر است. این دو نهر همینطور از دو سمت جاریست، یکی داخل شهر می شود و دیگری به باغ زندان می رود، اطراف نهرها درخت های سنجد و بید زیادی دارد. اگر اینجا را اوقاتی صرف کرده درست کنند خیابان بسیار خوبی خواهد ش…

(منبع: کتاب فرهنگ مردم شاهرود صفحه 56 ؛ به نقل از کتاب جغرافیای تاریخی خراسان از نظر جهانگردان تآلیف ابوالقاسم طاهری 1348)


توصیف دیگری از باغزندان در سفرنامه ای به سال 1276 قمری

«… و (شاهرود) شش محله دارد: از جمله یک محله اش باغ زندان است [که] مقابلش تپه بلندی است، می گویند در میات تپه چاهی دارد که زندان عهد قدیم بوده است و هفتصد و پنجاه خانه وارند…»

(منبع: کتاب فرهنگ مردم شاهرود صفحه 46 ؛ به نقل از سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان به کوشش مسعود گلزاری که به دست میزا ابراهیم نامی برای ژنرال درن طی سفری در سالهای 1276 و 1277 هجری قمری نوشته شده است.)


باغزندان در کتاب مطلع الشمس ( سفرنامه اعتماد السلطنه):

ساخت مدرسه بازار توسط باغزندانی ها:

مدرسه بازار را حاجی اسماعیل اعمی از اهل باغزندان در سال 1206 (هزار و دویست و شش) ساخته و لفظ غور ماده ی تاریخ بناست…

کال باغزندان:

«رودخانه در شاهرود بود بالنسبة با عظمت که حالا مجرای سیلاب آن به سمت مشرق و مابین شهر شاهرود و باغزندان است وان رودخانه در وقت سیلاب آب دارد محرای سابق رودخانه حالا مسکون و جز و بیرون شهر است…»

(منبع: کتاب فرهنگ مردم شاهرود صفحه 72 به نقل از کتاب مطلع الشمس (سفرنامه خروج از مشهد، ورود به دارالخلافه تهران) محمدحسنخان صنیع الدوله «اعتماد السلطنه» )


کال باغزندان مسیلی است که سیل های دشت مجن و تاش به آن سرازیر می گردد. در گذشته مسیر این رود از خیابان فردوسی بوده است. سپس مسیر آنرا به پشت کمر باغزندان (همان تپه که ذکر شد) تغییر داده اند و سپس در مسیر امروزی آن جانمایی شد.

گلزار شهدا و مزار باغزندان در کنار همین تپه (سمت جنوب غربی) قرار دارد.

 


به این تپه “کمر باغزندان” گفته می شود. البته در اصل، “کمر” به محل گردنه مانندی که در وسط این تپه قرار دارد و عبور از آن آسان است گفته می شود، ولی به کل تپه هم “کمر” اطلاق می شود.

 

 


دبستان مولوی با بیش از هشتاد سال قدمت و پس از چندین بار تغییر مکان، هنوز در این محله فعال است.

دبستان مولوی در سال 1324 خورشیدی: