شهید محمدعلی دزیانیان

شهید محمدعلی دزیانیان

شهید محمدعلی دزیانیان کم سن و سال ترین شهید محله باغزندان است که هنگام شهادت، شانزده سال و هشت ماه سن داشت…

او به دلیل اینکه سن کمی داشت، برای حضور در جبهه در دوره امدادگری شرکت کرد و با شاگردی در یک آرایشگاه در شاهرود و یاد گرفتن این حرفه، خود را به عنوان امدادگر و آرایشگر به جبهه رساند.

شهید دزیانیان سه بار در جبهه حضور یافت و پیش از شهادت یکبار مجروح شده بود.

این شهید به همراه پنج نفر دیگر از جمله شهید قربانعلی خانی که همگی به شهادت رسیدند، داوطلبانی بودند که برای دفع تک دشمن و نجات جان همرزمانشان، خود را به نزدیکی صف دشمن رسانده و با آنها درگیر شدند. این دو شهید، نخستین شهدای محله باغزندان در دفاع مقدس بودند.

او یک هفته پیش از شهادت اقدام به نوشتن وصیت نامه کرد که متن کامل آن در پایین همین صفحه قابل مشاهده است.

صفحه اول وصیت زیبا و عارفانه شهید دزیانیان را در زیر می بینید:

وصیتنامه شهید دزیانیان

والفجر3 از زبان سردار خانی:

عملیات والفجر۳ در مرداد ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه ی مهران انجام شد.  ایستادگی در مقابل ۷۰تانک تی ۷۲ با آر پی جی، مانند ایستادن مقابل کلاشینکف با چنگال است. خط مقدم عملیات منطقه ای به نام باغ فرخ آباد بود و با توجه به اینکه ارتفاعات قلاویزان سقوط کرده بود هر لحظه احتمال سقوط مهران میرفت. خاکریز ما در منطقه باغ قرخ آباد تنها گنجایش ۱۵ نفر نیرو را داشت و بچه ها در دسته های پنج نفره جلو میرفتند. محمد از صبح تا ظهر چهار بار نزد من(علی خانی) آمد تا اجازه جلو رفتن را بگیرد، و در سری آخر به همراه شهیدان احمد رضایی، قربانعلی خانی، محمدعلی دزیانیان، پرویز پروانی، شیخ محمد تهرانی درغروب ۱۶ مرداد ماه سال ۱۳۶۲ به شهادت رسیدند…

       

   

متن وصیت نامه شهید محمدعلی دزیانیان:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی

و أحینا یا رب سعیدا

و توفنا شهیدا

با سلام بر یاور همیشه در صحنه رزمندگان امام زمان(عج) و با درود به رهبر کبیر و عظیم الشأن انقلاب حضرت روح­ال… و با سلام بر تمامی شهدای از صدر اسلام تابحال.

همانطور که همگی مستحضریم زمانه هیچ صبحی را به شام نرسانده و هیچ شامی را به صبح نکشانده مگر اینکه هزاران داغ بر دل­های عاشقان در فراق معشوق نهاده باشد، اما در پس این شام سیه سهری نهفته است، روزی هنگام وصال فرا می رسد، روز لقاء ا…

چنانچه می­دانیم زندگی روشنی­بخش و سازنده انسانی جز کشش و کوشش و مبارزه برای تکامل و بهتر زیستن و ساختن مدینة فاضله معنای دیگری ندارد. خوردن و خوابیدن، ساختن و ویران کردن، شبانه روز برای شکم دویدن، و باز هم دویدن، در سایة سرنیزه زیستن، و از خورشید فروزان دانش و کمال، تمدن و ترقی، و تنمیه قوای اخلاقی بی­نصیب بودن را نتوان زندگی شرافتمندانه انسانی نامید، و همین طور که سومین پیشوای انقلابی شیعیان، حضرت حسین(ع) هم زندگی را جز عقیده و جهاد نمی­داند، جهاد در راه عقیده و ایمان به الله، جهاد در راه آزادی و استقلال، جهاد در راه باز یافتن حقوق از دست رفته، جهاد در راه یاری رنجبران و ستمدیدگان، جهاد در راه سرکوبی و نابودی ظلمه و ستمکاران، جهاد در راه تکامل و تمدن و دانش و فضیلت، و بالاخره جهاد با نفس که در مرتبه اول اهمیت بوده و بفرموده پیامبر عالیقدر اسلام جهاد اکبر است، و اصولا هدف بعثت انبیاء عظام و رسالت پیغمبر گرامی اسلام تکمیل مکارم اخلاق پرورش روح و عقل و اراده و راهنمایی بشر بسوی روشنایی و تمدن و ترقی می­باشد، و ساختن و تربیت یک انسان از نظر پیامبر عظیم الشأن اسلام از هرچه خورشید بر آن می­تابد برتر و پراجرتر است، چنانچه در پیشگاه قرآن، سنت پیامبر و شیوه یاران دست­پرورده او، بزرگی شخصیت از آن کسی است که در کسب ملکات فاضله و پارسایی گوی سبقت را از دیگران ربوده باشد.

آری براستیکه مبارزه با نفس در دین اسلام از آن نظر درخور اهمیت است که پایه نظم و مدار حسن جریان زندگانی انسان می­باشد، و اگر زندگی تنها بر محور ارزش­های مادی دور بزند و از معنویت، روحانیت و ملکات فاضله بهره­ای نداشته باشد، بشر را بیش از پیش با تیره­روزی، بی­بندوباری، قانون­شکنی، سلب آسایش و آرامش، عدم اطمینان اعتماد به یکدیگر و… دست به گریبان ساخته، به سوی پرتگاه سقوط و نابودی می­کشاند؛

و بنا بر این مقدمه، و بنا به فرموده رسول اکرم و ندای رهبر انقلاب، آگاهانه این نتیجه را می­گیرم که توجه به غیر خدا، انسان را به حجاب­های ظلمانی و نورانی محجوب می­نماید. کلیه امور دنیوی اگر موجب توجه انسان به دنیا و غفلت از خداوند متعال شود، باعث حجب ظلمانی می­شود. تمام عوالم اجسام حجاب های ظلمانی می­باشد، و اگر دنیا وسیله توجه به حق و رسیدن به آخرت (که دار التشریف است) باشد، حجاب­های ظلمانی به حجب نورانی مبدل می­گردد، و کمال انقطاع آنستکه تمام حجب ظلمانی و نورانی پاره و کنار زده شود تا به مهمانسرای الهی که معدن عظمت است بتوان وارد گردید؛ معذالک در این مناجات از خداوند متعال بینایی و نورانیت قلبی طلب می­کنم، تا بتوانم حجب نورانی را دریده به معدن عظمت برسم؛ امیدوارم که با این مطالب مقصودم را درک کرده باشید.

حال سخنی با تمام ملت ایران و دیگر مسلمانان جهان که فریاد این حقیر به گوششان می­رسد. ای کسانی که در خواب غفلت به سر می­برید و در فساد و تباهی غوطه­ورید! از خدا بترسید. از عواقب امور بپرهیزید. از خواب غفلت بیدار شوید – شما هنوز بیدار نشده­اید – هنوز قدم اول را بر­نداشته­اید. قدم اول در سلوک یقظه است، ولی شما در خواب به­سرمی­برید. چشم­ها باز و دل­ها در خواب فرورفته است. اگر انسان به مرض دنیاپرستی و هواخواهی مبتلا شد، محبت دنیا قلب او را فرا گرفت، از غیر دنیا و ما فیها بیزار می­شود، و اگر بنا باشد حب دنیا و حب نفس بر شما غلبه کند و نگذارد حقائق و واقعیات را درک کنید، عمل خود را برای خدا خالص گردانید. براستی که زندگی زودگذر و به ظاهر شیرین است، و اما در مقابل عذاب غیرمتناهی بس ناچیز.

ای امت اسلام دست از دامان اهل بیت عصمت (سلام الله علیهم) از دامان امامت و ولایت، دست از دامان رهبری به حق تشیع برندارید، پشتیبان ولایت فقیه باشید تا دشمنان بر شما طمع نبرند. سردی و سستی و سکون و سکوت و بی­تفاوتی و بی­تعهدی و بیگانگی و جدائی را کنار بگذارید. به خدا بیندیشید، زیرا چشم و گوش و دل مسئولند. ای امت اسلام دنیا فریبتان ندهد. به فکر فردای قیامتتان باشید.

خدایا این فقیر را نیز که نتوانسته است قدمی برای خدمت­گزاری این ملت بردارد ببخش و گناهانش را بیامرز.

«العاقبة للمتقین و السلام علی عباد الله الصالحین و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

خدمت­گزار حقیر اسلام و دعاگوی شما:

محمد دزیانی  62/5/9