حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی اکبر قنبریان

حاج شیخ علی اکبر قنبریان روحانی سرشناس باغزندان است که عمر شریفش را در راستای ترویج معارف اسلام و تعلیم و تربیت نفوس سپری کرده است.


کودکی و نوجوانی

علی اکبر قنبریان در محله باغزندان به دنیا آمد. پدرش محمدحسین اصالتا برای روستای گرجی بود، ولی در باغزندان زندگی میکرد و به کارگری و کشاورزی میپرداخت. وی در سن هفت سالگی پدر خود را از دست داد و تحت تکفل مادر قرار گرفت و با کار و زحمت مادر امرار معاش میکردند. او قرآن و روخوانی را نزد همسر میرهاشم میرحسینی آموخت و برای ادامه تحصیل همراه دیگر بچه ها نزد آخوند تویه درواری که ساکن باغزندان بود میرفتند.

از 12 تا 15 سالگی برای کمک به امرار معاش و کمک به مادرش شروع به کار کرد و فعالیت خود را با چوپانی و گوسفندچرانی آغاز نمود. بعدها در ایام برداشت گندم به درو کردن و پشته کردن گندم و دیگر روزها به کارگری میپرداخت. خانه آنها اجاره ای بود و تا شروع دوران سربازی چندین بار ناچار به جابجایی خانه شدند.


خدمت سربازی

در سال 1317 همراه چند نفر از بچه های باغزندان از جمله حاج محمدعلی خدابخشیان و حاج حسین عامریون عازم سربازی در توپخانه گرگان شدند و دو سال سربازی را بدون یک روز مرخصی در سال 1320 به پایان رساندند. اما پس از شش ماه جنگ جهانی شروع شد و متفقین (روسها) وارد ایران شدند و بسیج عمومی اعلان شد و سربازان احتیاط فراخوان شدند. ایشان و چند نفر از باغزندان پیاده عازم مراکز نظامی تهران شدند ولی آنجا بدون سوال و جواب آنها را نپذیرفتند و گفتند به شما نیازی نیست و آنها دوباره پیاده از تهران به شاهرود بازگشتند. وی با سکونت در باغزندان به کارهایی از قبیل کارگری و دروگری و باغبانی مشغول شد و در همین زمان بود که ازدواج کرد و خداوند ثمره پیوند آنان را دو پسر و سه دختر قرار داد.


سفر کربلا و اشتیاق به حوزه

در سال 1337 ه.ش عازم سفر زیارتی کربلا شد، سفری که حدود دو ماه طول کشید و پس از بازگشت از همین سفر بود که تصمیم گرفت به تحصیل علوم دینی بپردازد. او به همراه مرحوم حاج محمود عربعامری صبحها به کشاورزی و کار میپرداخت و بعدازظهرها نزد مرحوم میرزا عباس صدیق جامع المقدمات میخواند. در ادامه حاج محمود بدلیل مشکلاتی که برایش پیش آمد از ادامه تحصیل خودداری کرد و شیخ علی اکبر به تنهایی درس را ادامه میداد. او وسایل تحصیل از قبیل کتاب و قلم و عبا را با خود برمیداشت و سر کار میرفت و تا ساعت سه بعدازظهر کار میکرد و از آنجا مستقیم به مدرسه علمیه بازار شاهرود نزد مرحوم آیت الله سید عباس نجفی میرفت. دیگر اساتید وی در دوران دروس سطح حوزه، شیخ محمدحسن شریعتمدار سبزواری و شیخ علی اصغر دانش پژوه و آیت الله شیخ علی توحیدی و آیت الله شیخ آقابزرگ اشرفی و آیت الله شیخ مرتضی اشرفی بودند. برای درس اخلاق هم علاوه بر این اساتید از شیخ محمد نمازی کسب فیض مینمود. از این زمان شیخ آقابزرگ اشرفی برای اینکه شیخ علی اکبر بتواند به امر تحصیل و تبلیغ با فراغ بال ادامه بدهد نماز استیجاری به وی میداد و در ازای هر سال مبلغ شصت تومان به او پرداخت میکرد و از این زمان او بجای کارگری از این راه امرار معاش میکرد و تا زمانیکه در بدن قوت کافی داشت به همین کار ادامه میداد و برای رفع احتیاجات خویش به هیچجا وابستگی نداشت. وی علاوه بر تحصیل بعضی طلبه ها درس میداد و تا سال 1350 که شیخ آقابزرگ از دنیا رفت در کلاس درس ایشان شرکت مینمود و پس از آن با بازگشت آیت الله شیخ مرتضی اشرفی از نجف تا سال 1386 که قوت داشت در درس ایشان شرکت کرد.


پنجاه سال اقامه نماز جماعت

در محله باغزندان شیخ علی اصغر شیری نماز جماعت را اقامه میکرد و در ایام ماه مبارک رمضان برای تبلیغ به گرگان میرفت. مردم محله باغزندان از شیخ علی اکبر درخواست کردند که نماز جماعت را در ماه مبارک برای آنها برگزار نماید. با شروع نماز جماعت شیخ علی اکبر شیری اقامه نماز جماعت را به شیخ علی اکبر سپرد و وی بیش از پنجاه سال نماز جماعت را در محله باغزندان برپا نمود. همچنین برای هماهنگی و وحدت بین مساجد هر وعده نماز را در یکی از مساجد محل میخواند، به این ترتیب که نماز صبح در مسجد ابوالفضل علیه السلام و نماز ظهروعصر را در مسجد قلعه و نماز مغرب و عشا را در مسجد بالا اقامه مینمود و این طریقه زبانزد مردم شده بود. ایشان در این مدت پنجاه ساله هرشب پس از نماز عشا به ذکر حداقل یک حدیث اخلاقی و یک مسئله شرعی میپرداخت که باعث میشد مردم این محله به نسبت بیشتر از جاهای دیگر مسئله بلد باشند.


فعالیت های فرهنگی و اجتماعی

فعالیتهای فرهنگی ایشان در محله باغزندان فراوان بود. شیخ علی اکبر در بسیاری از کارها و مشکلات با مردم بود. در ازدواجها، حل اختلافات، امور اموات، مسائل مربوط به حمام و غسالخانه محله حضور پررنگی داشت. او به دینداری و رعایت حلال و حرام در زندگی مردم اهمیت میداد از بدو تولد با خواندن اذان و اقامه در گوش نوزادان در چه در خانه و مسجد و چه در جسله عقد همراه عاقد و دفتردار جهت اجرای صیغه عقد ازدواج حاضر میشد. او مسائل کفن و دفن اموات و خواندن نماز میت و تلقین و سایر مستحبات را با اخلاص کامل و بدون هرگونه چشم داشت و نفع مادی برای همه مردم انجام میداد و هیچ مبلغی دریافت نمیکرد.

ایشان میگوید: زمینی حاج یوسف داده بود برای بیمارستان امدادی (شیرخورشید) . حاج یوسف یک جریب زمین داد برای بیمارستان. یک جریب دیگر هم از او خریدند که بیمارستان بسازند ولی وقتی برای ساختن آن بیمارستان تمام ملک حاج یوسف را استفاده کردند. من به مغازه حاج یوسف رفتم و گفتم بیا حلال کن تا مردم که آنجا رفت و و آمد دارند یا اگر دفن میشوند مباح باشد و او رضایت داد و مشکل حل شد.


حکایت سفر به کربلا در سال 1337 …


حکایت سفرهای حج…


تصحیح مشکلات شرعی حمام

شیخ علی اکبر متوجه شد که مردم محل اشتباهاتی در مسائل شرعی دارند. مثلا حمام باغزندان آبش مجار بود و از هرکسی که باز بود آب را باز میکرند. ایشان میگوید: من خودم کارگر که بودم صاحب کار به من میگفت علی اکبر برای حمام آب را باز نکنی ها. بابا حمام آب ندارد. خواه ناخواه باید آب بریزند. آن وقت هم تا من از باغ تو سر بند نروم حمامی بند را باز میکند و آبش را پر میکند و میبندد. باید چاره ای کرد. برای اینکه آب حمام باغزندان باید پر باشد با کمک بعضی از رفقا شش نفر آب امیراعظم را اجاره میکرند بعضی هایشان برای خودشان بعضی هم به اشخاص میدادند. من برای تدبیر به این شش نفر گفتم شما هر نفرتان نیم ساعت آب به حمام اجاره بدهید و اجاره اش را نگیرید من درست میکنم. که برای حمام آب کسی را باز نکنند و آنها پذیرفتند. حاج محمدرحیم، حاج رضا خدابخشیان، حاج یوسف، هاشم، حاج رجب کسانی بودند که قبول کردند. هرنفر پول آبش یازده تومان بود وقتی سال گذشت و موقع دادن پول اجاره شد حالا من از کجا بیاورم؟ پول نداشتم. متوجه شدیم به شیخ آقابزرگ و سید عباس نجفی و آقای نمازی که شما قبول کنید که پول این آبی که هر نفر یازده تومان بود بابت زکات حساب بشود و آنها قبول کردند.


تصحیح اشکال شرعی در آب غسل اموات

ایشان میگوید: یک آسیابی بود برای امیر جعفرقلی و یک محوطه ای بود که به باغچه مهدی معروف بود. وقتی کسی میمرد از آن آسیاب در یک نهر آب را باز میکردند و میت را غسل میدادند آب به رودخانه میرفت و بعد دفن میکردند. آن موقع خیلی وقتها آب یونس آباد از اینجا میگذشت و از همان آب را باز میکردند و میت را غسل میدادند و روح صاحب آب خبر نداشت. این را هم با تدبیری خدا رحمت کند عباس حبیب را و چند نفر دیگر از رفقا کمک کردند و یک غسالخانه ساختیم و چون آب نداشت آنرا زمستانها با تلمبه پر از آب میکردند و اموات را غسل میدادند.


حضور در دفاع مقدس

شیخ علی اکبر قنبریان در دوران جنگ تحمیلی به طور میانگین هرسال یکبار با هزینه شخصی برای امور تبلیغی به مناطق جنگی میرفت. در ابتدا با آشنایی که با سرهنگ درافشان فرمانده پادگان آموزشی شاهرود داشت به سرپل ذهاب رفت. در مرحله بعدی همراه وی به خط مقدم در مریوان رفت و سپس با نیروهای سپاه پاسداران عازم مهاباد شد. در آن منطقه بدلیل ناامنی به او توصیه میکردند که عمامه را بردارد و با همین شرایط به کارهای تبلیغی برای رزمندگان مشغول بود. در مرحله بعد عازم جنوب شد و در اندیمشک و شوش مشغول کارهای فرهنگی و اقامه نماز جماعت و کفن و دفن و آموزش مسائل شرعی شد. در مرحله بعد به دزفول رفت و روحانی دو یگان تخریب و پدافند شد. در یک یگان نماز جماعت مغرب و عشا و صبح را اقامه میکرد و بلافاصله خود را به یگان دیگر میرساند و نماز جماعت صبح را در آنجا هم برپا میکرد و پس از صبحانه کلاسهای عقیدتی برگزار میکرد. در مرحله بعد به اهواز رفت که آیت الله طاهری امام جمعه شاهرود و دیگر ائمه جمعه هم در آنجا حضور داشتند و او به همراه شیخ علی اکبر الهی که مسئول بنیاد مستضعفان بود با وسیله نقلیه بنیاد به مناطق جنگی میرفتند.


احترام به پدر و مادر

شیخ علی اکبر قنبریان به پدر و مادرش احترام فراوانی میگذاشت و پس از فوت آنها نیز علاوه بر خیرات و خدمات فراوانی که برای آنها انجام داد، برای پدرش 40 سال و برای مادرش 55 سال نماز قضا خواند و برای هریک حدود 50 نماز آیات خواند و  صدهزار تومان رد مظالم پرداخت نمود که به پول این سالها میلونها تومان میشود.


اجازه از مراجع

حجت الاسلام شیخ علی اکبر قنبریان از چند تن از مراجع از جمله آیت الله خوئی و آیت الله گلپایگانی و آیت الله سیستانی در امور حسبه و دریافت و هزینه وجوهات شرعیه اجازه داشتند، ولی با این وجود کوچکترین تصرفی در اموالی که به ایشان تحویل میشد برای خودش ننموده و همه را برای مراجع میفرستاد.

صورت اجازه آیت الله گلپایگانی

صورت اجازه آیت الله سیستانی

اجازه آیت الله خوئی


اکنون پس از یک عمر خدمت خالصانه، وضع خانه و زندگی همان طور است که پنجاه سال پیش بود و با وجود اینکه بعضی از بزرگان محل در این مدت چندین بار درخواست کردند که با هزینه خود به سرعت خانه ایشان را تعمیر کنند ولی ایشان نپذیرفتند. ایشان بخاطر بیماری و کسالت چند سالی است که توان پیش نماز شدن را ندارند.

حضور امام جمعه شاهرود در جشن میلاد امیرالمومنین علیه السلام در منزل حاج آقا قنبریان


عید فطر و غدیر و نوروز

همه ساله در جشنهای دینی و ملی حاج آقا قنبریان آماده پذیرایی از عموم مردم در خانه خود بودند و مردم با دل و جان در آن شرکت می کنند. ایشان در عید نوروز مقید بودند که در پاسخ به عیددیدنی آمدن مردم، به صورت سرپایی به بازدید منزل افراد میرفتند و سال نو را تبریک میگفتند.

جشن میلاد امیرالمومنین علیه السلام در منزل حاج آقا قنبریان

جشن میلاد امیرالمومنین علیه السلام، حیات منزل حاج آقا قنبریان، سال 96