شهید مجید صالحیان

وصیت نامه شهید مجید صالحیان

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت پدر و مادر و برادرانم سلام عرض میکنم و امیدوارم مرا ببخشید که مقداری خودسر عمل کردم چون ستم ایجاب میکرد که در مقابل حملات صدامی که روز به روز فجیعتر و بدتر میشد ساکت نمانم برای این بود که به دنبال اعلام وزیر آموزش و پرورش مبنی بر اینکه از نظر آموزش و پرورش برای محصلانی که میخواهند به جبهه بروند اشکالی ندارد به همین منظور بود که ظهر همان روز اسم خود را در سپاه نوشته و درخواست کردم که به جبهه اعزام بشوم تا به کاروان بس طولانی امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا برسم که ما میبینیم قرآن کریم میفرماید: و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة… (قوای خود را برای ستیز با دشمنان خدا آماده سازید تا بدین صورت دشمنان خدا را بترسانید) و ما همه میدانیم و تاریخ ثبت کرده است که همه ما چه کوچک و چه بزرگ و چه زن و چه مرد همه باید برویم و چه بهتر است شهادت را از مرگ حیوانی تشخیص داده و آنرا انتخاب کنیم که قرآن میفرماید: إنا لله و إنا إلیه راجعون (از خداییم و به سوی او بازگشت میکنیم) تنها وصیتم این است که من از نظر مادی چیزی ندارم فقط مقداری پول که در دفترچه ام دارم و اگر خدا بخواهد و من لیاقت را داشتم از خانواده خود میخواهم که این مقدار پول ناچیز را در راه جبهه و جنگ زدگان خرج کنند دوم اینکه چون پدرم هم میخواهد چندی بعد به جبهه بیاید از مادرم میخواهم که کوچکترین ناراحتی به خود راه ندهد و از آن مادری که چهار پسر داشت و سه تای آنها شهید شده بودند و با کمال شجاعت میخواست چهارمین فرزندش را هم فدای اسلام کند سرمشق بگیرد و اگر این افتخار نصیب من شد از شما و دوستانم میخواهم که اولا کوچکترین گریه ای نکنند چون باعث ناراحتی شهیدان خواهد شد و ثانیا اینکه از خط امام پایتان را آنطرفتر نگذارید که خط امام مانند قلعه ای است که انسان را به معبودش خواهد رساند.

والسلام مجید صالحیان 60/11/8